تبلیغات اینترنتیclose
شب، شب خانه ای تنگ و تاریک( علی محمد مودب )
پیچک ( علی محمد مودب )
شعر وادب پارسی

پیجک (علی محمد مودب)



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

این هم از قصه امشب من
 

 **

 

شب، شب خانه ای تنگ و تاریک

"دای" *و در ناصمیمانه‌، مرموز

"درچه "*حیران و ترسیده از سقف

سینة شب پر از کینه روز

 

خفته پهلوی گهواره طفل

مادری خسته از سختی کار

ناگه این مادر خسته جان را

می کند گریه طفل بیدار

 

می زند زخمه بر تار "باونوج"*

چنگ بیماری کهنه طفل

 باز تکرار دردی قدیمی است

گریه و زاری کهنه طفل

 

می جهد مادر و می تکاند

باز گهواره کودکش را

می تکاند به نرمی مگر خواب

  پر کند دیده کوچکش را

 

خسته و گیج و آهسته مادر

ناله سر داده لالا لالایی

ناله ها می کند از زمانه

عاشقی ،بی کسی ، بی وفایی

 

لای لالا لالا شاخه ی انارم

لای لالا لالا گلبرگ زیره

رفته زن گیره بابا به غربت

آخ الهی عروسش بمیره

 

لای لالا طفلک ناز مادر

قد بلند و رشید و دلیر شه

وای که تا پا بذاره تو کوچه

بش دل صد تا دختر اسیر شه

 

لای لالا لالا دلبند مادر

زنده باشم برات زن بگیرم

دوس دارم" مین*" عروسی ات برقصم

کاش ننه تا عروسی ات نمیرم

 

مادر خسته با ذوق این فکر

 دست‌ها را به "بازی*" تکان داد

تا برقصد برای عروسی‌اش

پیش گهواره تازه داماد

 

تا تکان داد، دنیا تکان خورد

وحشتی تیره در خانه غرید

سنگ و گل ریخت‌، چون نقل شادی

"دای"آوار شد ،  سقف "لمبید"

 

حجله شد گور این تازه داماد

بی عروسی و بی شادمانی

مرد لالایی ای نیم گفته

بر لب مادر نیمه جانی

 

مثل این زلزله می تکاند

خانه آرزو را تب من

این هم از شادی بینوایان

این هم از قصه امشب من

 

 علی محمد مودب

*برای  زلزله قاین سروده شد و نخستین بار،

دو روز پس از زلزله بم در روزنامه همشهری منتشر شد

* بانوج :  نوعی گهواره  دست ساز روستایی در گویش مردمان جنوب خراسان * دای : دیوار* درچه: در کوچک ، پنجره   * لمبید : فرو ریخت *مین : میان ،در* بازی: رقص

 

 علی محمد مودب

http://moadab.blogfa.com/9003.aspx 

برچسب ها : ,

موضوع : شعر مودب صفحه چهارم, | بازديد : 280