تبلیغات اینترنتیclose
يکي بود، يکي نبود، بود و نبود صف کشيدن( علی محمد مودب )
پیچک ( علی محمد مودب )
شعر وادب پارسی

پیجک (علی محمد مودب)



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 27 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

يکي بود، يکي نبود، بود و نبود صف کشيدن

اونايي بودن و هستن، که خداشونُ ديدن

هر کي چِش داش، دل به دريا مي‌زد و راهي مي‌شد

ريگا و سنگا، صداي چشمه رُ نمي‌شنيدن

بعضی سيبا، عمري آويزون شاخه‌ها بودن

ظهر عاشورا که شد، سر بزنگاه رسيدن

زِلّ گرما بود و باروناي غيبي مي‌اومد

اونا که بذر قابل‌داري بودن، قد کشيدن

دیگه دنیا هر چی داش رو کرد و دستای غروب

سيباي سرخ وصالُ سر نيزه‌ها چيدن

تلخ و شيرينش يه خوابه دنيا، آقا گفت و رفت

يه‌دفه هفتاد و دو کبوتر از خواب پريدن

 

علی محمد مودب  

http://moadab.blogfa.com/9108.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر مودب صفحه هفتم , | بازديد : 274