تبلیغات اینترنتیclose
به خون غلتید جانی تشنه تا جانان ما باشد( علی محمد مودب )
پیچک ( علی محمد مودب )
شعر وادب پارسی

پیجک (علی محمد مودب)



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 27 مرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

به خون غلتید جانی تشنه تا جانان ما باشد

که داغش تا قیامت آتشی در جان ما باشد

سری گردن کشید از مرگ، قدر نیزه‌ای روزی

که نامش آفتاب جان سرگردان ما باشد

لبش بر نیزه قرآن خواند تا ثقلین جمع آیند

لبش بر نیزه قرآن خواند تا قرآن ما باشد

چراغ چشم‌هایش زیر نعل اسب‌ها می سوخت

که مصباح الهدای دیده حیران ما باشد

لب و دندان او را چوب زد دست ستم باری

که طعم خیزران همواره با دندان ما باشد

کنون ننگ است ما را تا به محشر، مرگ در بستر

حسین آمد به سوی کوفه تا مهمان ما باشد

 

 

علی محمد مودب

http://moadab.blogfa.com/9108.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : شعر مودب صفحه هفتم , | بازديد : 292